سفارش تبلیغ
صبا ویژن
انسان خطای آموزگارش را نشناسد، تا آنکه اختلاف [و دیگر نظرات] را بشناسد . [ایّوب علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :7
بازدید دیروز :30
کل بازدید :92879
تعداد کل یاداشته ها : 134
99/5/14
1:39 ص
موسیقی

وقتی بعد از یه مدت طولانی می خوام دوباره بنویسم گیج می شم که از چی و از کجا شروع کنم . همین امر هم باعث می شه نوشتن رو به تاخیر بندازم . اما الان دیگه تصمیم گرفتم بنویسم .

خوب حالا که شروع کردم اول در مورد چی بنویسم ... ؟!! خدای من ! تو این مدت خیلی اتفاقات افتاده . و لی از همه مهمتر اینه که من ازدواج کردم . البته نصفه و نیمه ! یعنی الان نامزد هستیم . شاید باید خیلی زودتر از اینها در موردش اینجا می نوشتم . اما اصلا نمی تونستم . یعنی بهتر بگم نمی دونستم چه جوری این موضوع رو بنویسم . همین الانش هم نمی دونم ! قصد ندارم در مورد جزییات این موضوع و یا خصوصیات نامزدم چیزی بنویسم . یعنی الان قصد ندارم . شاید بعدا نوشتم .  فقط می تونم بگم وقتی به چند ماه پیش برمی گردم و به اتفاقاتی که رخ داده فکر می کنم می بینم هیچ چیز به اندازه سرنوشت و خواست خدا تو این موضوع دخالت نداشت . البته اصلا از این موضوع ناراحت نیستم و مثل همیشه مطمئنم هر چیزی که خدا بخواد حتما بهترینه . هر چند که خواسته خودم هم همین بود و خودم رو کاملا به دست تقدیر و سرنوشت نسپردم . ولی هیچ کس نمی تونه منکر این باشه که تو امر ازدواج تقدیر نقش مهمی رو داره .

از این موضوع (یعنی نامزدیمون) چهار ماه و 19 روز می گذره . یعنی از روز 5 شهریور 1378 .

شاید یکی از مهمترین چیزهایی که تو ازدواج مطرح هست اینه که طرفین چه احساسی نسبت به هم دارن . راستش اگه بگم در نگاه اول عاشقش شدم ، دروغ گفتم . اما باید بگم احساسی که الان نسبت بهش دارم در مقایسه با روز اول خیلی خیلی فرق کرده . الان واقعا دوسش دارم و وقتی نیست دلم براش تنگ می شه . و امیدوارم این روند ادامه داشته باشه و هر روز که می گذره این احساس بیشتر بشه .  با توجه به شناختی که از خودم دارم این موضوع رو بعید نمی دونم . من هر چی یه نفر رو بهتر بشناسم بیشتر ازش خوشم میاد و همیشه این نوع عشق رو بیشتر از عشق در یک نگاه می پسندیدم و فکر می کنم این نوع عشق دوام بیشتری داشته باشه .


87/10/24::: 8:14 ع
نظر()